سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
آرشیوی متنوع از مسائل روزمره

   1   2   3      >

26/2/91
11:8 صبح

بغضمان ترکید،پس فریاد می کشیم

بدست سید ابراهیم آل رضا(حسام) در دسته

 


سلام همراهان واقعی و مجازی...


رفتیم به دیار فراموشی،آسمانمان دیگر رنگ آبی لاجوردی را نمی شناسد و ما هم که دیگر نمی بینیم آن صاف بودن و بی آلایشی آسمان را ،این رنگ خاکستری آسمان رنگ غم و درد است.مثل یک دل چرکین می ماند،نمی دانم به چه می بایست آن را تشبیه کرد،آه دیگر نفسمان بالا نمی آید،دیگر تاب مبارزه با جان خود را نداریم،صبر و بردباری تا کی می توان پیشه کرد.امروز سالهاست که خاک با جان ما عجین شده است ،خاکی که می گویند از کربلا می آید و تنفس آن مقدس است.قربان مظلومیتت یا ابا عبدالله،اگر این خاک ،خاک کربلاست می دانی که آن را طوطیای چشمانمان می نمائیم شاید چشمانی بصیر پیدا کنیم.


چه بسیار مردمان خوب سرزمین مان که مهاجرت کردند،چه بسیارند کسانی که دچار مشکلات تنفسی شدند، این روزها کم نیست آمار مرگ و میر مردمان خوبمان،چه نشسته اید که ما را بردند به دیار فراموشی،دیگر یارای مبارزه با بغضمان نیستیم.این بغض سنگین مظلومیت خوزستان که سالهاست گلویمان را احاطه کرده بود امروز ترکید، سکوت ما همواره فریاد دادخواهی عدالت اسلامی بوده و هست.اما دیگر سکوت در این اوضاع وانفسا بی معناست.


مولا امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمایند : سه چیز است که همه مردم به آنها نیاز دارند: امنیّت، عدالت و آسایش که دل ما به هیچکدام از این سه چیز در خوزستان مظلوم خوش نیست،برای هر کدامشان می بایست مقاله ها نوشت.


این قلم ها که سرشار از احساسات معنوی دل هستند با جوهره وجود  بر روی کاغذ مادی احساس می نویسند،برای مردم می نویسند تا حداقل آنها بدانند کسانی هستند که درد جامعه را احساس می کنند و مشکلات را با تمام وجود لمس می نمایند و خون دل می خورند،می نویسند تا بدانند کسانی هستند که نسبت به مسائل روزمره جامعه بی تفاوت نیستند.اشتباه برداشت نشود نمی گویم مسئولین نسبت به مشکلات و معضلات جامعه بی تفاوت هستند ، نه اینگونه نیست بلکه چاره اندیشی برای رفع مشکلات با سرعت کندی انجام می شود.ما باید بنویسیم شاید جرقه ای ایجاد کنیم ،باید بنویسیم تا شاید راهکاری سریعتر برای خروج از بحران های جامعه پیدا شود.در زمان های نه چندان دور کار علمی انجام نمی شد جالب اینجاست که وضعیت جامعه بهتر بود اما با کمال تعجب از وقتی که کار علمی رونق گرفته است بازار عمل، کساد و به جای اینکه اقدامی شایسته برای کنترل بهینه امور صورت بگیرد و دردی از دردهایمان کم شود  شاهد هستیم که اضافه شدن این مشکلات در بدنه جامعه رو به افزایش است.


ما در استانی زندگی می کنیم که یکی از غنی ترین استانهای کشور است و در اصل یک کشور را تأمین می کند،هزینه هایی که برای گذران زندگی پرداخت می نمائیم چند برابر استانهای دیگر است،باور کنید نوشتن برای من سخت می شود،دردهای ما آنقدر زیاد هستند که نمی دانیم به کدامشان بپردازیم.دل ما برای خودمان نمی سوزد بلکه برای کودکانی که پا به عرصه این عصر صنعتی گذاشته اند می سوزد، بیائید قبل از اینکه دچار بیماری های ناشی از این آلاینده های خطرناک شوند قدمی مثبت بردارید و لااقل برای کودکان معصومی که این هوا را تنفس می کنند کاری بکنید.


لینک این مقاله در پایگاه خبری تحلیلی خوزنیوز


لینک این مطلب  در روزنامه وطن امروز


لینک این مطلب در پایگاه خبری شوشان


18/2/91
11:25 عصر

حکایت لواشک های تلخ

بدست سید ابراهیم آل رضا(حسام) در دسته

 


به نام یکتای بی همتا...سلام


روزی روزگاری شخصی بود که گاهی به نیابت از ما به آستان جانان می رفت و برایمان دعا می کرد و من آرامش روح و جانم را پس از دعای ایشان با تمام وجود احساس می کردم.لذت استجابت دعای ایشان شیرین ترین لذت در زندگی من بود و هر گاه دلمان از این روزگار و آدمهایش می گرفت از ما به ایشان اشاره ای و از ایشان به ما لطفی بیکران می شد.با توجه به اینکه می دانستم در آن دیار بهترین میوه ها به طور وافر و تنوع زیاد وجود دارد و از پالایش برخی از این میوه ها ماده ای به نام لواشک درست می شود از ایشان درخواستی متفاوت تر از همیشه نمودم.از آنجایی که ایشان همیشه در حق حقیر محبت می کردند درخواستم را اجابت و مواد درخواستی را برایم ارسال نمودند و مرا غافلگیر کردند.این بنده مهربان خدا بعد از ارسال لواشک ها بی خبر رفتند و مرا در هاله ای از ابهام و فشار روحی و روانی تنها گذاشتند.اکنون من مدتهاست که شبانه روز به این جسارت بیجای خود فکر می کنم و خود را سرزنش می نمایم و هر روز به این لواشک ها نگاه میکنم و با خود می گویم این لواشک ها چقدر تلخ اند،طعمشان نه نگاهشان تلخ است.کاش آدرسی از ایشان داشتم تا لواشکهایی را که مایه عذابم شده اند را به ایشان برگردانم.این یک داستان نبود بلکه واقعیتی بود که چندی پیش برایم اتفاق افتاد و تصمیم گرفتم چند خطی را در وبلاگم به این موضوع اختصاص دهم.


9/2/91
6:50 عصر

سپاس از دوستان

بدست سید ابراهیم آل رضا(حسام) در دسته

به نام خدا


دهم اردیبهشت سالروز ورود من به دنیای واقعی است.یک سال دیگر از سالهای عمر من ورق خورد و اکنون بیست و هشتمین بهار را تجربه می کنم.لحظات تلخ و شیرین زندگی ام را که مرور می کنم می بینم چه زود گذشت و من هنوز آن چیزی نشده ام که از خود انتظارش را داشتم.سرنوشت، زندگی مرا دستخوش تغییرات خود کرده است.این سرنوشت است که اکثر مواقع خط مشیی که ما برای زندگی خود تعیین می کنیم را تغییر می دهد و به نوعی برای زندگی ما تصمیم گیری می کند.نوشتن برای خود سخت است یا شاید هم من نمی توانم برای خود بنویسم،همیشه برای دیگران نوشته ام،غم و دردهای دیگران را با تمام وجود احساس و با آن حس عجیبی که خداوند عنایت کرده است قلم را از جوهر احساس سرشار و بر روی کاغذ دل ثبت نموده ام،تا چه حد این نوشته ها و یا بهتر بگویم دردنوشته ها تأثیر دارد خدا می داند.


دیروز و امروز و فردا هر چه باشد می گذرد و تنها چیزی که از همه ما به یادگار می ماند قطعاً خوبی هایی است که در زمان حیات از خود برای دوستانمان به جای گذاشته ایم.این دوستان ما هستند که بعد از ما نقش زنده نگه داشتن یاد ما را بازی می کنند و همواره به بیان خاطرات خوب زندگی ما می پردازند، پس بیائید به گونه ای زندگی کنیم که دوستانمان بعد از مرگ ما از خوبی ها و صفات نیک ما یاد کنند.


با توجه به اینکه تاریخ تولد اینجانب توسط سیستم تولد به همه دوستان مجازی ام  اطلاع رسانی شده است و دوستان خوب و مهربانم با ارسال پیام های مختلف سالروز تولدم را تبریک گفته اند، وظیفه خود می دانم از لطف بیکران همراهان گرانمایه ام که همواره با نظرات فاخرشان حقیر را بهره مند نموده اند تشکر نمایم.بدون شک حضور عزیزان مجازی و واقعی در وبلاگم بهانه ای است برای ماندن و نوشتن که اگر اینگونه نبود مرا مجالی برای ماندن هم نبود.


 


28/1/91
11:17 عصر

خــط قرمز...!

بدست سید ابراهیم آل رضا(حسام) در دسته

سلام...


امروز تصمیمی جدی برای زندگی ام گرفتم.موضوع از جایی شروع شد که از سر محبت به هم نوعم که انسان باشد مورد بی احترامی قرار می گرفتم.همیشه دوستی با همه انسانها سرلوحه زندگی من بوده و هست ،از مهر و محبت به هم نوعم لذت می برم می خواهد از  ضعیف ترین قشر جامعه باشد و یا در زمره دوستانی که در جایگاه های حساس تر و دارای روابط اجتماعی قوی تر هستند باشد.مهم این نیست که من چه کسی هستم! بلکه مهم این است که دوستان،اطرافیان و انسانهای جامعه واقعی و مجازی چگونه  مرا می بینند.یعنی خوب بودن من در گرو دید دوستان من در فضای جامعه است.


خیلی وقتها نیاز به توضیحات اضافه نیست .به عقیده من می شود  در این فضای مجازی شخصیت انسانها را با توجه به  مطالبی که در وبلاگشان  می گذارند و یا می نویسند تا حدودی شناخت. مقدمه ای بیان نمودم برای اینکه بگویم  گاهی اوقات لازم است برای برخی افراد محیط اطراف خود محدوده ای تعیین کنیم تا شاید به خود اجازه ندهند به شخصیت و حس انسان دوستی مخاطب خود ،خواه واقعی و خواه مجازی باشد تعرض کنند و او رو مورد شماتت قرار دهند. امروز لوگوی خط قرمز رو به جای لوگوی حسام غریبه پیامرسان انتخاب کردم.از دوستان خوبی که همیشه همراهم بودند تشکر می کنم ، مهر و محبتی که دوستان واقعی  نسبت به من دارند قابل جبران نیست .امیدوارم همواره در راستای عمل به دین مبین اسلام قدم برداریم و نه اینکه فقط ادعای مسلمانی داشته باشیم.


دوستی در آموزه هایی  دینی ما  در بالاترین جایگاه قرار دارد و پیامبر اکرم(ص) در باب دوستی اینگونه فرموده اند : امّت من تا هنگامى که یکدیگر را دوست بدارند، به یکدیگر هدیه دهند و امانتدارى کنند، در خیر و خوبى خواهند بود.( عیون اخبار الرضا، ج1، ص32، ح25) یاحق


   


 


21/1/91
7:4 عصر

یک شوک به شبکه سه!

بدست سید ابراهیم آل رضا(حسام) در دسته

 


سلام به همه دوستان واقعی و مجازی ام...


وقتی صدا و سیمای کشور با استفاده از شبکه های سراسری، اختصاصاً برای مردم تهران برنامه درست می کند چه می توان گفت و چه می توان کرد جز آهی که از سینه سوخته ی ما بر می آید و افسوسی که بر دل سنگینی می کند. فریادی که از گلوی خراشیده مردم خوزستان بر می آید فریاد نیست بلکه دردی همیشگی است که مرحم ندارد.گویی صدای مردم این دیار فقط حول خطه خوزستان به گوشهای شنوا می رسد و از مرز این استان گامی فراتر بر نمی دارد.


شب گذشته برنامه ای با نام شوک از شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد که متفاوت تر از همیشه و با رویکردی جدید ساخت این برنامه شکل گرفته بود و اینگونه به نظر می رسید که این برنامه اختصاصاً برای هوای آلوده تهران ساخته شده است.برنامه شوک که مدتی است از این شبکه پخش می شود تا به حال موارد مربوط به کلاه برداری،گروگانگیری،سرقت مسلحانه و از این قبیل موارد را در دست ساخت داشته است که رویکرد جدید ساختن برنامه ای در مورد آلودگی هوا آن هم هوای تهران جای بسی تعجب است.اینگونه به نظر می رسد که هدف از ساخت این برنامه روشن نمودن افکار مردم در خصوص آلودگی هوای تهران و خروج از پایتخت کشور از یک سو و بزرگ نمایی آلودگی هوای تهران به واسطه صدا و سیما از سوی دیگر است.


در قسمت های مختلف این برنامه از پزشکان،کارشناسان محیط زیست و برخی مسئولین ، سوالاتی می شد که واقعیت آلودگی هوای تهران را تثبیت می کرد.در قسمت دیگری از این برنامه کارشناس هواشناسی می خواست آمار و ارقامی کلی از وضعیت آب و هوای کل کشور و مقایسه شهرها(بر اساس تصویر مانیتوری که در پشت سر کارشناس قرار داشت) را ارائه نماید که مجری برنامه با شگرد صحبت کردن در میان کلام کارشناس هواشناسی، سخن او را قطع می کرد و به او اجازه نمی داد گزارشی کلی از وضعیت آلودگی هوای کشور را ارائه دهد، اما بر اساس گزارشاتی که بر روی صفحه مانیتور سازمان هواشناسی مشهود و قابل رویت  بود شهر اهواز آلوده ترین شهر ایران و به عنوان اولین شهر در میان جداول و شاخص های آماری سازمان هواشناسی کشور خودنمایی می کرد.


حال سوال این است که چرا برنامه ای اختصاصی برای هوای آلوده اهواز ساخته نمی شود تا مردم میهن عزیزمان بدانند که کارخانجات تولیدی که در سطح استان خوزستان و شهر اهواز وجود دارند بیشترین آلودگی را در سطح کشور تولید می کنند که علت اصلی بیماری های قلبی،تنفسی و ریوی مربوط به همین امر و افزایش آمار مرگ و میر در این شهر ناشی از هوای آلوده ای است که تنفس می کنیم.به نظر می رسد این برنامه اختصاصی که در مورد آلودگی هوای پایتخت ساخته شده بود می بایست در شبکه تهران روی آنتن برود ، نکته دیگری که وجود دارد این است که این موضوع (آلودگی هوای تهران) نمی بایست در برنامه شوک که هدف آن از ابتدا بررسی هنجار شکنی های جامعه و انعکاس آن به مردم است ساخته و پخش شود.امیدوارم صدا و سیمای مرکز خوزستان با ساخت برنامه ای با همین مضمون میزان آلودگی شهر اهواز و راهکارهای مقابله با این موضوع  را  با استفاده از کارشناسان و مسئولین امر مورد بررسی قرار داده و در نهایت از شبکه استانی مرکز خوزستان پخش نماید.


لینک این مطلب در پایگاه خبری شوشان


لینک این مطلب در پایگاه خبری تحلیلی گتوند


27/12/90
12:39 عصر

نود،سال دردهایم...

بدست سید ابراهیم آل رضا(حسام) در دسته

 


سلامی به تازگی و طراوت و زیبایی بهار 


امروز تقویم روی میزم را به نظاره نشستم و برگ برگ لحظه های تلخ و شیرین زندگی ام را ورق زدم.انگار همین دیروز بود لحظات تحویل سال 90 و شیرینی های به خصوص آن روز و آن ساعات.انگار همین دیشب بود که برای خرید ماهی قرمز ساعت ها آکواریوم شیشه ای فروشنده های بازار را نگاه میکردم تا ماهی قرمز مورد علاقه ام را پیدا کنم.همین دیروز بود دستان پر مهر مادربزرگم را در میان دستانم احساس می کردم،چشمانم را بستم وقتی گشودم دیگر دستی در دستم نبود.یک ماه از سال نگذشته بود که خانواده ما را تنها گذاشت و دیار باقی را برای سفر انتخاب کرد،روزگار روح و جسم و جان مرا آزرده است و تلخی فراقش هنوز قلب پراحساسم را  آزار می دهد اما با ذکر الا بذکرلله تطمئن القلوب آرامش می گیرم.


سال 90 سالی بود که همواره حقم پایمال شد،سالی بود که در کلیه امور سکوت را سرلوحه قرار دادم و صبر و بردباری پیشه کردم.دوستانی داشتم که واقعیت دوستی، مهر و محبت را با تمام وجود در آنها احساس می کردم و بود و نبودشان به من دلگرمی می داد.در دنیای واقعی ام هم اندک دوستانی داشتم که وجودشان مایه آزردن خاطرم بود اما آنها را تحمل کردم،گاهی اوقات هم درد نوشته هایم را با دوستان مجازی ام به اشتراک می گذاشتم و آنها با من همدرد می شدند که اگر نظرات فاخرشان نبودحضور من در وبلاگم معنی نداشت.امروز 28 اسفند است و من یکسال و یکماه و بیست و یکروز را با شما دوستان مجازی سپری نمودم و همواره از وجود ارزشمندتان بهره مند شدم.


برای انتهای سال 90 زیاد نوشته بودم اما به خاطر اینکه همه دوستان بتوانند بخوانند مجبور شدم مطلب را خلاصه نمایم تا وقتی از کسی ضایع نگردد.پیشاپیش سال 1391 را به همه دوستان واقعی و مجازی ام تبریک می گویم،امیدوارم سال جدید سالی سرشار از خیر،برکت و رحمت همراه با سعادت و سربلندی برای همه دوستان باشد و بهترین و شادترین لحظات را در کنار خانواده سپری نمائید.در آخر شعر بسیار زیبا از مجموعه ابر و کوچه استاد فریدون مشیری به همه دوستان تقدیم می کنم ، امید است مفید واقع شود.


بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک/ شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک/ آسمان آبی و ابر سپید/ برگهای سبز بید/  عطر نرگس، رقص باد/  نغمه شوق پرستوهای شاد/ خلوت گرم کبوترهای مست/ نرم نرمک می رسد اینک بهار/خوش به حال روزگار/ خوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشت‌ها/خوش به‌حالِ دانه‌ها وسبزه‌ها/خوش به‌حالِ غنچه‌های نیمه‌باز/خوش به‌حالِ دختر میخک که می‌خندد به ناز/خوش به‌حالِ جام لبریز از شراب/خوش به‌حالِ آفتاب/ای دلِ من گرچه در این روزگار/جامه رنگین نمی‌پوشی به کام/باده رنگین نمی‌بینی به‌ جام/نُقل و سبزه در میان سفره نیست/جامت از آن می که می‌باید تُهی‌ست/ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم/ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب/ای‌ دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار/گر نکوبی شیشه غم را به سنگ/هفت‌رنگش می‌شود هفتاد رنگ


14/12/90
5:45 عصر

انتخاب و حماسه

بدست سید ابراهیم آل رضا(حسام) در دسته




سلام همراهان دنیای مجازی


دگربار شاهد حماسه ای دیگر از دلیرمردان و شیرزنان کشور جمهوری اسلامی ایران بودیم.حماسه ای که باز هم مشت محکمی بود بر وجود استکبار جهانی البته در حال حاضر این استکبار به یک استکبار جمعی و یا گروهی تبدیل شده است که عده ای ناتوان و کژفهم و بی فکر بر کرسی ضعف این جمع نشسته اند و نمیتوان آن را استکبار جهانی نامید. امروز ایران اسلامی الگوی تمامی کشورهای آزادیخواه دنیاست.بیداری و آزاداندیشی و انسجام مردم ایران همواره به تمام دنیا منعکس و همیشه حضور یکپارچه مردم ایران مُهری با عنوان باطل شد بر سر کشورهای بیگانه و متجاوز دنیا زده است.مردم همیشه در صحنه ایران برای بار دیگر بر سر صندوقهای رأی حاضر شدند تا مستکبران عالم جرأت نکنند حتی فکر برهم زدن اوضاع فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و اقتصادی ایران اسلامی بر ذهن و عقل کوچکشان خطور کند.ایران و ایرانی در پیروی از منویات مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)که همواره با رهبری عالمانه شان افق روشنی برای این سرزمین پیش بینی می نمایند همیشه با بصیرت خود صراط مستقیم را انتخاب کرده اند.بنا به فرمایشات مدبرانه رهبر انقلاب مهم تنها رأی ملت ایران نیست بلکه حضور آحاد مردم ضروری است که همینطور هم گردید و بار دیگر همبستگی،همدلی و انسجام مردم ایران به رخ دنیا کشیده شد.


علیرغم تبلیغات گسترده شبکه های ماهواره ای که ماهها برای بر هم زدن اوضاع انتخابات برنامه ریزی کرده بودند و می خواستند از راه های مختلف در فکر و ذهن مردم این سرزمین جای بگیرند تا شاید خللی در حضور مردم در پای صندوق های رأی وارد کنند روز انتخابات،این روز سرنوشت ساز برای مردم ایران شاهد بودیم که پیر و جوان،کوچک و بزرگ و با سلایق مختلف سیاسی حضوری در خور ملت ایران داشتند و روح امام شهیدان وشهیدان جنگ تحمیلی را شاد و با آرمانهای انقلاب اسلامی تجدید پیمانی دوباره نمودند.امیدوارم نمایندگان جدید مجلس شورای اسلامی که از میان خود مردم و بر اساس رأی مردم که به فرمایش معمار کبیر انقلاب اسلامی میزان رأی ملت است به دور از هر گونه تنش سیاسی قدر حضور و البته انتخاب این ملت شهید پرور را بدانند و با هدف خدمتگذاری واقعی  به مردم و انتخاب حزب الله به عنوان حزب خود پا به صحن مجلس شورای اسلامی بگذارند و با تصویب قوانین درست در مدیریت کشور اسلامی ایران  نقش بسزایی داشته باشند.


بی شک بیداری اسلامی که در تمامی کشورهای جهان آغاز شده است برخاسته از انقلاب اسلامی ایران می باشد و این حضور پررنگ ملت ایران نقطه عطفی برای آغاز انقلاب و تحول در دیگر کشورهای اسلامی و یقیناً کشورهای اروپایی خواهد بود.انشالله مردم ایران اسلامی همواره با یکپارچگی،عظمت حضور پررنگ خود و روح زنده انقلاب و تازگی همیشه آن را به جهانیان ثابت نمایند.از این حضور بر خود میبالیم و  احساس غرور میکنیم و افتخار می کنیم که ایرانی هستیم.به یاری خداوند متعال و رهبری عالمانه امام خامنه ای پیرو راه شهدا بوده ایم،هستیم و خواهیم بود.


   1   2   3      >